بنیاد آموزش، ایمنی و پیش گیری از اثرات سوانح ( آپ )

منابع اصلی مدیریت امداد و نجات: 1- سوانح و رابطه آن باتوسعه و برنامه ریزی 2- برنامه ریزی و نقش آن در پیشگیری از سوانح

همه برای بهزیستن؛ بهزیستن برای همه

آفتاب –مهناز ناصری: هفته بهزیستی در کشور ما به عنوان یک رسم معمول چند سالی است که نگاهی خاص و ویژه به کسانی دارد که به انحای مختلف از برخی از مواهب سلامتی و نعمت زندگی سالم محرومند؛ این سنت را هم می‌توان برگرفته از اندیشه‌های دینی و هم از اندیشه‌های ملی ایرانیان دانست که در درازنای تاریخ توجه خاصی به برخی از اقشار محروم جامعه داشتند؛ اگر این نگاه به مرور به فرهنگ تبدیل شود و از ساحت امری و فرمایشی رها شود، می‌تواند نقش مهمی در زندگی اقشاری که به هر دلیل از داشتن کمترین امکانات جسمی، حرکتی و مادی محروم هستند، بازی کند.


بشر از زمانی که خود را به عنوان موجودی متفاوت با دیگر موجودات روی زمین شناخت، همواره در پی این بود که زندگی خود را نسبت به روز گذشته بهتر و مطلوبتر سازد؛ همین نیاز و خواستة او در حقیقت گام‌های آغازینی بود برای حرکت به سوی پیشرفت و ترقی جامعه انسانی؛ امروزه هم این نیاز بخشی از ‌آمال و آرزوهای اوست. بشر نیک می‌داند که راه‌های به‌زیستن بیش از این باید برای او فراهم شود و به همین دلیل اگر بگوییم:«همه برای بهزیستن، بهزیستن برای همه» در واقع فقط یک قدم به سوی به‌زیستن برداشته‌ایم ؛ قدمهای بعدی همت ، تلاش و پیکار همه‌جانبه و جهانی است.

امروزه در بسیاری از کشورها فقط در هفته و روز بخصوصی به اقشار خاص و ویژه توجه نمی‌شود، بلکه در استراتژی اجتماعی درازمدت آنها قاطبه کسانی که از توان جسمی و فکری و حتی مادی برخوردار نیستند، به نوعی تحت پوشش تامین اجتماعی قرار می‌گیرند، یا آنکه در تعریف اجتماعی جایگاه و موقعیت آنها مشخص و معلوم شده است.

یکی از مهمترین مولفه‌ای که می‌تواند اقشار ضعیف و یا افراد بیمار را تحت پوشش قرار دهد، تأمین اجتماعی همگانی است که این امر سبب می‌شود تا هم دولت و هم سازمانهایی که این افراد را به نوعی تحت پوشش قرار می‌دهند نسبت به وظایف خود آگاه باشند و از موازی کاری و یا تداخل در کارها بپرهیزند.

به نظر می‌آید مشکل عمده‌ای که در جامعه ما وجود دارد، عدم تعریف وظایف و مسئولیتهای سازمانها و نهادهای مسئولی است که به نوعی در امر سامان‌بخشی افراد و اقشاری که به کمک نیاز دارند دخیل هستند، در حالی که اگر بخواهیم به طور همه‌جانبه و فراگیر در این زمینه فعالیت و خدمت کنیم شایسته است که در وهله اول همه حول قانونی مشخص که حق برخورداری این اقشار از یک زندگی اولیه و رفاه اجتماعی را معین می‌کند گردهم آییم و در قدم بعدی فعالیت‌های سازمانها و نهادهای دیگر را مدون و مشخص سازیم.

در تعریف سازمان‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی چندین گروه مشمول توجه ویژه می‌شوند که عبارتند از: خانواده‌های بی‌سرپرست- معلولین ذهنی و جسمی- خانواده‌هایی تک سرپرست که معمولا در آنها مادران کار سرپرستی را به عهده دارند(زنان سرپرست خانوار)- خانواده‌های فقیر و مستمند که از کمترین امکانات رفاهی و زیستی محروم هستند- خانواده‌هایی که به هر دلیل پی و بنیان زندگی خود را از دست دادند- کودکان بی‌سرپرست - معتادانی که در مراکز بازپروری به سر می‌برند- دختران فراری- زنان آسیب‌دیده- کودکان خیابانی و اقشار دیگری چون سالمندان؛ اما چیزی که در این بین به آن بیش از همه باید توجه داشت این است که فقط این اقشار نیستند که به به‌زیستن نیازمند هستند، بلکه به‌زیستن نیاز قاطبه مردم در یک جامعه است، اگر چه اقشار فوق در زمره کسانی قرار می‌گیرند که عملا درآمد چندانی ندارند ویا از امکانات حداقلی برای زندگی برخوردار نیستند و یا معلولان و کم‌توانهای ذهنی در جامعه در بدترین وضعیت زیستی قرار دارند که در وهله اول شایسته است آنها را به عنوان یک واقعیت اجتماعی پذیرفت و در قدم بعدی خدمات خاصی را برای آنها در نظر گرفت.

از اینکه هرساله یک هفته را به عنوان هفته بهزیستی در نظر گرفته‌اند در قدم اول مبارک و خجسته است. از 25 تا31 تیر بسیاری از ارگانها، نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی هر ساله با ارائه آمار و ارقام سعی دارند بخشهایی از فعالیتهای خود را اعلام کنند که برای ساماندهی اقشاری که در دایره بهزیستی می‌گنجند، کارهای خاصی انجام دادند. و در این راستا روزنامه‌ها و رسانه‌های گروهی هم همگام با دیگر نهادها در اهمیت این روز و توجه کردن به اقشار نیازمند مطالب فراوان وآمارهای زیادی را درج می‌کنند، اما عملا چیزی که در جامعه به وفور دیده می‌شود باز وضعیت نگران کننده و غم‌انگیز همین اقشار است.

اما اینکه در این ایام حداقل چند خانواده بی بضاعت و بی سرپرست به نوایی می‌رسند، درخور احترام و شایسته تقدیر است. ولی باید به این نکته توجه کرد که آیا در تعریف ما از خانواده‌های خاص که مشمول رسیدگی بیشتر و بهتر می‌شوند دقت نظر و توجه درستی انجام شده است یا خیر؟

اگر به آمار و ارقام در کشور ما نگاهی بیندازیم تصور بر این است که کارهای فراوانی صورت گرفته است ولی وقتی که واقع‌بینانه نگاه می‌کنیم درخواهیم یافت که هنوز در آغاز راه هستیم. 

به نظر می‌رسد که دادن شعار و به چند آمار آن هم در این ایام بسنده کردن پیش از آن که صورت مسئله را حل کند در پی پاک کردن صورت مسئله بر آمدن است. اول باید آموزشهای لازم را نه فقط به سازمانهای متولی و مسئول داد، بلکه باید این فرهنگ را در جامعه رواج داد که همه کسانی که در سطور فوق به عنوان مصادیق نیازمندان جامعه برشمرده می‌شوند را در جامعه پذیرفت و جای خاصی برای آن در نظر گرفت و سپس به سوی دادن امکانات لازم به آنها رفت.

سالمندان و یا معلولان معضل جامعه نیستند، آنها هم حق دارند از امکانات و سرمایه این مملکت استفاده کنند و زندگی نمایند. نه تنها معلولین و یا سالمندان، بلکه هر کسی که در این مملکت با هر ویژگی جسمی و ذهنی به دنیا می‌آید حق دارد که از امکانات و سرمایه‌های آن برخوردار شود، و کسانی که رگه‌های سرمایه ملی را در دست دارند وظیفه دارند تا به این موضوع توجه داشته باشند. در برنامه دولت باید ردیف بودجه‌ای برای آنها در نظر گرفت و به فکر سامان‌بخشی این اقشار برآمد؛‌ به جای آنکه کمک به آنها را فقط به یک روز و یا یک هفته محدود کنیم، باید بسترهای لازم را مهیا کرده و سرمایه‌هایی را که احیانا به این سمت سرازیر می‌شود به مسیر درست هدایت کرد و از هدر رفتن بیهوده آنها جلوگیری کرد.

هفته بهزیستی شاید این حسن را داشته باشد که جامعه را به سمت توجه دادن به مشکلات معیشتی و زندگی این قشر هدایت کند و تا افراد جامعه نسبت به این موضوع حساسیت ویژه‌ای پیدا کنند. برانگیختن این حساسیت یعنی آگاهی دادن و آگاه کردن مردم از نوع زندگی و معیشت این قشر است.

باید نگاه‌های ترحم انگیز و صرفا عاطفی را که معمولا هم گذرا و لحظه‌ای است به سوی نگاه‌های واقع‌بینانه و حقیقی رهنمون ساخت. باید فرهنگ‌سازی لازم را انجام داد؛ برای فرهنگسازی فردا دیر است از همین امروز شروع کنیم